عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
300
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
ما أرى إن ذبحت شاة سعيد * حاصلا فى يدىّ غير الإهاب ليس إلّا عظامها لو تراها * قلت هذى ارازن « 1 » فى جراب كم تغنّت بحرقة و نحيب * لم تذق غير سفّ محض التراب : ربّ لاصبر لى على ذا العذاب * بليت مهجتى و أودى شبابى ! يعنى : چون گوسفند سعيد را سر بريدم در دست خود چيزى جز پوست نيافتم . استخوانى بيش نبود و اگر مىديدى مىگفتى چوبى است در خورجينى ، حيوان بيچاره كه جز نرمهء خاك خالص نمىيافت تا بخورد چه قدر ناليده بود و فرياد برآورده كه : خداوندا جانم خسته و رنجور شد و جوانىام تباه گرديد ، ديگر تاب اين عذاب را ندارم ! شاة منيع - شاة سعيد . شأو العقاب . در تيز پروازى به عقاب مثل زنند و گويند عقاب صبح در عراق خوراك خورد و شام در يمن باشد . شبديز كسرى . از ويژگيهاى خسرو پرويز اين كه در آن روزگار هيچ كس بلند بالاتر و تمام آفرينشتر و با اندامى كاملتر و زيباتر از او نبود و تنها شبديز - اسب وى - بود كه او را مىكشيد ، و شبديز در ميان اسبان همان گونه بود كه خود خسرو پرويز در ميان مردم ، در درشتى اندام و حسن خلق و با هم داشتن جمال و آزادگى به دو مثل مىزدند . هنگامى كه شبديز مرد كسى نتوانست خبر مرگ او را به خسرو پرويز بدهد ناچار ستور سالار پادشاه مالى كلان به گردن گرفت تا به باربد بدهد و از او خواست كه در ميان نواختن و خواندن به مرگ شبديز تعريضى بزند . باربد در بزم وى چنين سرود : شبديز لا يسعى و لا يرعى و لا ينام
--> ( 1 ) - متن « ادارن » كه در لغت نيافتم . چاپ مطبعهء ظاهر قاهره نيز چنين است امّا در پاورقى آورده : الدرن الوسخ . در حالى كه جمع « درن » ادران است نه ادارن . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م ) .